حاج سید علی اکبر میر محمد صادق

 

تولد شرعی حاج نیما( خاطرات قبلی نویسنده در سال 86)

تقارن جالبی امسال اتفاق افتاد!!۲۸ صفر۱۴۰۲ و۴ دیماه ۱۳۶۰ و ۲۵ دسامبر۱۹۸۱
روز جمعه بود که حاج نیمای ما از یک مادر سادات طباطبائی در بیمارستان پاستور نو
در خیابان قائم مقام فراهانی دیده بر جهان گشود.
امسال بعد از سالها دو تا از این چهار تا بر هم منطبق شد!!!۲۸ صفر سالروز وفات

حضرت محمد وشهادت کریم اهل بیت امام حسن مجتبی!! و رور جمعه بر هم منطبق

شد و بقول حاج نیما هفت سال آینده هر چهار تای اینها برهم منطبق میشود!!!!!!

یعنی تولد عیسی مسیح ووفات حضرت رسول و روز جمعه بر هم منطبق میشود!!!!

به هر صورت اتفاق مبارکی است که حاج آقای جوان ما در این ایام خاص و در روزی

که متعلق به آقا امام زمان است بدنیا آمد وانشالا همه آن بزرگواران شفاعت او را

خواهند کرد.انشالا

خداوند هرآنچه خیر اوست بر او مقدر نماید و ما نیز در این ایام برای حاجی جوانمان

عزتُُ موفقیت در امور زندگی و سلامتی  از خداوند مشکل گشا و گره باز کن!!   در

خواست مینمائیم ودر کنار همه موفقیت هائی که بدست میاورد خدا ترسی هم برای

او ارزو میکنیم.انشالا

شنبه شهادت ضامن روز جزا اقا امام رضا-درمنزل

ضمنا ساعت تولدجاج نیما ساعت ۷.۱۵ صبح جمعه۲۸ صفر۱۴۰۲ بود!!!!!!!  

  
نویسنده : علی اکبر ; ساعت ۳:٢۳ ‎ب.ظ روز ۱۸/۱۲/۸۶

شروع کار

به نام خداوند قلم

امروز بالارخره به کمک برادر نیما توانستیم نام نویسی کنیم و دوباره به جمع وبلاگ نویسان بپیوندیم!!

درست در دوسال قبل یک کاری شبیه همین کار را با وبلاگ پرشین بلاگ  شروع کردم ُ و نام وبلاگ را علی اکبر گذاشتم . این نام به خاطر این بود که پدر بزرگ  مادری و پدر بزرگ پدری بنده هر دو نامشان علی اکبر بود.و در خاطرات آنروز علت بیشتری از این داستان را تعریف کردم.

و جالب این که اسم من هم در شناسنامه علی است!!!!.و در منزل امیر !!و بعد از مدتی ارتیاطم با آن وبلاک به خاطر گم کردن پسورد فراموش شد ولی تصمیم دارم مطالب و یادداشت های آن را به تدریج در این وبلاگ قرار دهم.

در کنار این داستان به خاطر عقب نماندن از نسل سومی ها !!!و مسئولینی که د ر نشریه داشتم وبلاگ جدیدی به نام سخن دوم درست کردم که مدیر مسئول نشریه صنعت کفش بتواند از یک فرصت دیگری برخی حرف ها را بزند.و در حال حاضر این وبلاگ به نام" سخن دوم بلاگ فا" البته به زبان لاتین فعال است

انشاا.. کار را در این وبلاگ شروع می کنم و در مرحله اول قصد دارم مطالب وبلاگ قبل را درج کنم تا همه یک کاسه شود.

ضمنا تا فراموش نکردم اسم کوچه دردار به این خاطر گذاشتم که این محل تولد نویسنده و پدر نویسنده و مادر نویسنده است!!!و اولین مدرسه که کلاس اول را در آن شروع کردم در سال ۱۳۳۹ ، به نام مدرسه کمیل شعبه شماره ۴۶ وابسته به جامعه تعلیمات اسلامی در همین کوچه دردار قرار داشت که آن زمان منزل شهید مطهری کنار همین مدرسه و در این محل قرار داشت.

بقیه بماند برای بعد!!!!!!

در ضمن ایام محرم است و  در کوچه دردار در مسجد صاحب الزمان ده شب روضه حاجاقاپدر بزرگ مادر م  که وصیت کردند که بعد از فوت ایشان که در شهریور سال ۵۶ اتفاق افتاد  ، ده شب د راین ایام برای اما م حسین از محل در آمد مغازه تجریش ان بود که مربوط به ثلث مال خودشان بود ، روضه خوانده شود که حاج داوود پسر خاله  و نوه شیخ رجبعلی خیاط زحمت اجرای این کار را می کشدو دوم روز پنجشنبه و شب جمعه است و  سوم  امشب قرار است داداش حسن برای دیدن مادر و یروبچه ها یک هفته به تهران بیاید که کلی حادثه مهمی برای جمع خانواه است و سوم  اینکه فردا روز تولد حاج نیمای ماهم هست !!!که در روز عید غدیر به جمع متاهلین !!!!!!!! پیوست.و  چهارم اینکه در امشب شب کریسمس و تولد عیسی مسیح!! نیز هست.

خلاصه تولد وبلاگ جدید ما با مناسبت ها شروع شد که خیر باشد انشاا............و خداوند عاقبت همه ما را ختم به خیر گرداند

خلاصه شروع کار مجدد ما در کوچه دردار با کلی مناسبت همراه بود !!!!!!!!!!!!!